تبليغاتX
براي فردا -

براي فردا

صف چند كيلومتري كلزيوم-۱۸

 

با دوستان همراه، از خیابان‌های تنگ و تاریک و از کنار ساختمان‌های قدیمی رم که عمدتاً به سبک گوتیک ساخته شده‌اند گذر کرده و به چشمه خوشبختی می‌رسیم، چشمه‌ای که ظاهراً مأموریت امامزاده‌‌های ما را برعهده دارد و هر کس از آب چشمه بنوشد به آرزوهای خود خواهد رسید!! ما نیز از خدا خواسته و برای آنکه چند یورویی در خرید آب صرفه‌جویی کنیم!! تا می‌توانستیم از آب چشمه خوشبختی خوردیم، آنقدر که دیگر فکر کنم هیچ آرزویی برایمان باقی نمانده باشد!!

چشمه خوشبختی یکی از مراکز تاریخی رم است که در مقابل آن پله‌هایی ساخته شده و توریست ها‌ و مسافران در اطراف آن و بر روی پله‌ها به استراحت مشغولند و ظاهراً یکی از مراکزی است که تازه دامادان و تازه عروسان ایتالیایی در آنجا پیمان مشترکشان را می‌بندند.

پس از گذر از چشمه خوشبختی به مقابل مجلس ملی ایتالیا می‌رسیم، مجلسی که هم اکنون نیز نماینده‌ها در آن مشغول به فعالیت و تشکیل جلسات خود هستند . در مقابل مجلس و در حاشیه میدان تاریخی مقابل آن، مشغول استراحت هستیم که رئیس مجلس به همراه نمایندگان پس از پایان یافتن جلسات، از ساختمان مجلس خارج می‌شوند. رئیس مجلس ایتالیا به همراه چند خبرنگار در حاشیه میدان و در مقابل ما مشغول قدم زدن و گفت و گو با خبرنگاران است و چند قدم آن طرف‌تر سوار خودروی خود که توسط راننده‌ای هدایت می‌شود شده و از محل دور می‌شود.

ساعت نزدیک ده شب است، شهر به سرعت خالی از جمعیت می‌شود و تمامی مغازه‌ها تعطیل. دیگر کمتر کسی را در خیابان‌ها می‌توانید ببینید (یک چیزی تو مایه‌های ساعت 12 شب ما در اصفهان). از اتوبوس و تراموا هم  خبری نیست و مسیر هشت کیلومتری تا کمپ فلامینو را یا می‌بایست با تاکسی برویم و یا پیاده.

اما ظاهراً از تاکسی هم خبری نیست، یک ساعتی را پیاده‌روی می‌کنیم تا بالاخره سروکله یک تاکسی پیدا می‌شود و حدود ساعت دوازده موفق می‌شویم به کمپ محل اقامت برسیم.

 «کلزیوم» از دیگر مراکزی است که فردای آن با معطل شدن در صف چندین کیلومتری بلیط به بازدید از آنجا می‌رویم. فکر می‌کنم جنگ گلادیاتورها به اندازه‌ای در ایران از معروفیت برخوردار باشد که دیگر نیازی به توضیح «کلزیوم» نباشد. کلزیوم، همان محلی است که در دنیاي قدیم گلادیاتورها در آن به جنگ یکدیگر می‌رفتند و مردم رم در آنجا به تماشای نبرد انسان با حیوانات می نشستند. نبرد بردگانی که در جنگ‌ها اسیر شده و یا کسانی که به‌ آئین‌ مسیحیت گرویده بودند با انواع حیوانات وحشی نظیر شیر و…

 فکر ‌کنم سرانجام و فرجام این نبرد یکطرفه هم دیگر نیازی به توضیح ندارد. در هر صورت مردم و شهروندان رمی برای خوشگذرانی و پرکردن اوقات فراغت!! دور تا دور ساختمان با عظمت کلزیوم می‌نشستند و شاهان و شاهزادگان نیز در نزدیک‌ترین ردیف به تماشای صحنه‌های غیرانسانی نبرد انسان با حیوان می‌پرداختند.

اما در کنار کلزیوم ساختمانی بنا شده که نماد پایان خشونت و سخت‌گیری علیه مسیحیت است. «سردرگاه کنستاتیوم» که در آن فرمان تاریخی کنستاتیوم مبنی بر پایان خشونت علیه مسیحیت و کسانی که به این آئین گرویده‌اند، نصب شده است. در خیابان‌ مقابل سردرگاه کنستاتیوم (که عبور خودرو ممنوع است) ترافیک تازه دامادان و تازه عروسان از کشورها و ملیت‌های مختلف است که مشغول عکسبرداری و فیلمبرداری در ژست‌های مختلف هستند و دوربین دیجیتال عکاسی ما نیز از بد حادثه می‌بایست همین جا به مشکل بر بخورد و نتوانیم هیچ عکسی از کلزیوم و سردرگاه کنستاتیوم داشته باشیم اما ظاهراً پاپ خدای مسیحیت ناظر بر اعمال و کردار دوربین ماست و زمانی که پای در سن‌پطرزبورگ می‌گذاریم دوربین عکاسی ما نیز شفا یافته و دوباره به کار می‌افتد!!

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 23:12  توسط روح اله صفری  |