شب هاي ونيز
دو ساعت از ظهر گذشته که وارد شهر شرجی، گرم و تاریخی ونیز میشویم. مستقیماً سراغ کمپ آلبادُر را که از قبل رزرو کردهایم میگیریم. چند ساعتی را در کمپ استراحت و با اتوبوسی که مقابل کمپ آماده شده به فلکه ورودی شهر ونیز میرویم. ونیز در حاشیه آبهای دریای آدریاتیک واقع شده. دقیقتر بگویم بر روی آبهای دریای آدریاتیک. در طول بازدیدم از ونیز خیلی تلاش کردم تا کشف کنم که شهر ونیز بر روی آب ساخته شده یا اینکه دریا پیشروی کرده و وارد شهر شده و ساکنان آن مجبور شدهاند براساس شرایط طبیعی و جغرافیایی منطقه، خانههای خود را با شرایط دریا وفق دهند که عاقبت هم نتوانستم جوابی برای سؤالم بیابم.
شهر ونیز، کارخانجات متعددی را در اطراف خود دارد، البته نه بر روی آب بلکه در کنار ساحل و در خشکی. از فلکه ورودی ونیز که پارکینگهای متعددی در اطراف آن ساخته شده و آخرین نقطهای است که ماشینها میتوانند پیش بیایند ، وارد شهر آبی ونیز و کوچههای تنگ و تاریک و خیابانهای آبی که تنها قایقهای کوچک در آن تردد دارند، میشویم. خانههای بسیار قدیمی که ایوانهای مقابل آن با گلدانهای زیبا و گلهای رنگارنگ تزئین شده در حاشیه کوچههای تنگ و تاریک و کمعرض ونیز خود نمايي مي كنند. عرض کوچهها حداکثر دومتر و حداقل نیم متر است و پنجرههای خانههایی که از بینوری مینالند (البته اروپاییها بالعکس ما از کمنوری بسیار بیشتر از نور زیاد لذت میبرند) در کوچههای تنگ و تاریک باز میشوند. خانهها عمدتاً دري در کوچه و دري نیز بر روی آب و کوچههای عریضتر که آب از آن جاری است دارند که عمدتاً وسایل نقلیه شخصی خود- که قایق هايي است آبي- را از طریق دري که به روی آب باز میشود وارد خانه میکنند.
قسمتهای پائینی ساختمانها برای جلوگیری از رطوبت و نم با سنگ ساخته شده اما از طبقه اول به بعد تمامی نمای ساختمان را آجرهای پنج سانتی تشکیل میدهند.
ونیز چندان هم شهر بزرگی نیست و تصور میکنم در عرض چهار ساعت میتوان کل طول شهر را پیاده طی کرد. کلیسا و میدان «سانمارکو» مرکزیترین و شلوغترین نقطه ونیز است. میدانی که دور تا دور آن را ساختمانهای قدیمی تشکیل و در هر گوشه آن هر کسی مشغول به هنرنمایی است. در وسط میدان هزاران کبوتر درحال پرواز هستند که در قسمتهای مختلف فرود میآیند و از دستان مردم، گندم میخورند. کلیسای سان مارکو شاید بزرگترین و زیباترین اثر تاریخی ونیز است. البته از بس در طول سفر از کلیساهای متعدد در کشورهای مختلف بازديد کردیم دیگر حوصله دیدن کلیسای سان مارکو را نداشتم، ترجیح دادم در گوشهای از میدان نشسته و استراحتی بکنم. وسط میدان پر بود از ژاپنیها و چینیهای چشم بادامی که سراسر اروپا را فرا گرفته بودند و هر جا قدم میگذاشتیم گروهی از آنان از کودکان و نوجوانان تا میانسالان و پیران آنها را میدیدیم. توریستهایی که از اروپا مشغول بازدید بودند عمدتاً یا از شرق آسیا آمده بودند و یا عربهای حاشیه خلیج فارس بودند و دسته دوم خود اروپاییها بودند که در فصل تعطیلات به کشورهای یکدیگر مسافرت میکردند.
عربها از آن توریستهای جالبی بودند که توجه هر کسی را به خود جلب میکردند. پوشش زنان آنها همان پوشش اسلامی (البته به معنای خفن آن) بود .چادری سیاه كه سراپاي آنان را میپوشاند. البته اروپاییها چندان هم آنان را محدود نکرده و بر خورد نامناسب با آنان نداشتند چرا که توریستهای عرب جز بهترينهاي توريست هاي اروپا هستند!! از بهترین و پرهزینهترین هتلها و امکانات توریستی در کشورهای اروپایی استفاده میکنند . لذا دلیلی برای محدود کردن آنان از سوی کشورهای اروپایی وجود نداشت.
ونیزیها برای رفت و آمد در سطح شهر عمدتاً یا با پای پیاده و در غیر این صورت از اتوبوسهای آبی و یا قایقهای شخصی خود استفاده میکردند. قایقهای شخصی آنان عمدتاً در کنار خیابانهای کمعرض آبی و یا در داخل پارکینگهای آبی منازلشان پارک میشد. کل ونیز دو خط اتوبوس شهری داشت که اتوبوسها در هر مسیر حدوداً در بیش از بیست ایستگاه توقف داشتند.
