تبليغاتX
براي فردا

براي فردا

                           استانبول، شهري بدون سطل زباله- ۶

 

... سخت‌كوشي و اطاعت‌پذيري از دو خصوصيت بارز ترك‌هاست به طوري كه مردم تركيه ظرف بيست سال گذشته سه ميليون بار ضعيف‌تر و فقيرتر شده‌اند اما كمترين واكنش سياسي و يا اجتماعي را نسبت به اين وضعيت مي‌توانيد ببينيد. محيط دانشگاهي تركيه چندان جلوتر از ايران نبوده و حتي در قسمت‌هايي عقب‌تر از ايران نيز مي‌باشد، رؤساي دانشگاه‌هاي آنان را اساتيد  انتخاب و از سه نفري كه توسط اساتيد برگزيده شده‌اند، يك نفر با حكم رئيس جمهور به عنوان رئيس دانشگاه معرفي خواهد شد.

پدر‌خوانده‌ها در تركيه از شهرت خوبي برخوردارند و بسياري از مردم ترك و همچنين ديگر كشورهاي دنيا، از حضور و قدرت بي‌حد و حصر پدر‌خوانده‌ها در تركيه مطلعند. به گفته سفير ايران در تركيه، 9 پدرخوانده تركيه را مي‌گردانند و عمده‌ي سرمايه‌ها و دارايي‌هاي كشور تركيه و همچنين فضاي احزاب و رسانه‌هاي گروهي آن به صورت مستقيم و غيرمستقيم توسط اين 9 پدر‌خوانده اداره مي‌شود و لذا به جز قانون‌ اساسي، ارتش، آتاتورك و تجزيه‌طلبي كه جز خطوط قرمز روزنامه‌هاي تركيه محسوب مي‌شوند، پدر‌خوانده‌ها نيز از جمله كساني هستند كه مطبوعات موظفند كمتر به آنها بپردازند چراكه بسياري از اين مطبوعات برخاسته از سرمايه‌هاي آنان بوده و از ذات حكومتند. در تركيه ظاهرا سانسور در كار نيست و كمتر فشار علني به مطبوعات و رسانه‌هاي گروهي وارد مي‌شود اما خود‌سانسوري بيداد مي‌كند و توسط همين خودسانسوري و چينش نيروهاي متعهد در ساختار اصلي رسانه‌ها، فضاي كلي تركيه را كنترل مي‌كنند.

                           استانبول شهري بدون سطل زباله

شهر قديمي و تاريخي استانبول، بزرگترين بندر صادراتي تركيه و خاور نزديك است كه در آن سوي تنگه بسفر و داردانل واقع شده و ترك‌ها، سال‌هاي سال است كه بواسطه واقع شدن اين قسمت از خاك كشورشان در اروپا، به دنبال اروپايي كردن خود و پيوستن به اتحاديه اروپا هستند . استانبول شهري قديمي، تاريخي، كثيف و در عين حال پاتوقي براي بسياري از باندهاي مافيايي سكس و قاچاق انسان است. شهري كه علي‌‌رغم زيبايي‌ها و آثار تاريخي زيبايش از امنيت چنداني برخوردار نيست و عمده توريست‌ها دائماً مي‌بايست حواسشان به دارايي‌ها و لوازم همراهشان باشد و ما در مسير بازگشت از اروپا چند روزي را در اين شهر توقف داشتيم. هزينه‌هاي زندگي در استانبول و تركيه تقريباً شبيه ايران است به جز مواردي نظير سوخت ( هر ليتر بنزين در تركيه حدود پانزده هزار تومان است) ديگر هزينه ها نظير اجاره مسكن چندان بالاتر از ايران نيست به طوري كه شما يك آپارتمان دو خوابه در بخش آسيايي را با ماهيانه حدود سيصد لير(هر يك ميليون ليتر حدود هفتصد تومان ما مي‌باشد) و در قسمت اروپايي با حدود چهارصد ميليون لير مي‌توانيد اجاره كنيد و اين در حالي است كه به گفته يكي از ترك‌هاي مغازه‌دار، درآمدش در يك ماه بالغ بر پنج هزار ميليون لير (بيش از سه ميليون تومان) مي تواند باشد .اما ماجراي سطل زباله‌هاي شهر استانبول: قبل از آنكه به شهر استانبول و يا ديگر شهرهاي مهم اروپايي سفر كنم هميشه يكي از نكاتي كه بارها و بارها در ذهنم مطرح مي‌شد وضعيت سطل زباله‌هاي شهر اصفهان بود چرا كه شايد بارها و بارها پيش آمده بود كه ده‌ها خيابان را طي كرده و سرانجام سطل زباله‌اي پيدا نكنم و سرانجام به سطل زباله‌ زير دستشويي خانه‌مان پناه ببرم و هميشه پيش خودم فكر مي‌كردم كه هيچ شهري بدتر از شهر اصفهان در اين زمينه وجود ندارد .اما ظاهراً ترك‌هاي استانبولي روي شهر اصفهان و شهرداران اصفهاني را سفيد كرده بودند .چرا كه شما يك سطل زباله- تأكيد مي‌كنم حتي يك سطل زباله- حداقل در قسمت‌هاي اروپايي كه ما در چند روز اقامت خود در آن گشتيم پيدا نمي‌كنيد و بسياري از مسافران و شهروندان ترك زباله‌ها و آشغال‌هاي خود را در كنار خيابان‌هاي فرعي و يا حاشيه دريا پراكنده مي‌كنند و كافي است شما پس از خلوت شدن شهر به كنار حاشيه دريا رفته تا وضعيت زباله‌هاي پراكنده در كنار خيابان و بر روي ‌آب را شاهد باشيد.

كشور تركيه و مخصوصاً استانبول از جمله كشورها و شهرهايي بود كه شخصاً چندان آن را زيبا و توريستي نيافته و مطمئناً چندان همه نتوانستيم از چندين روز اقامت در آن لذت ببرم. يكي از دوستان معتقد بود كه چون شهر استانبول را پس از ديدن اروپا و سياحتي سي روزه در شهرهاي مختلف اروپايي، بازديد كرديم اين چنين عقب مانده و بدون جذابيت توصيف مي‌كنم كه البته تصور مي‌كنم اين استدلال دوست عزيز نيز چندان بي ربط و بي‌پشتوانه نباشد...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1384ساعت 0:6  توسط روح اله صفری 

                                                     

                                                ورود به آنكارا - ۵

 

آنكارا يكي از زيباترين شهرهاي تركيه است كه مسئوليت پايتختي اين كشور را بر عهده دارد. شب هنگام بود كه وارد شهر زيباي آنكارا شديم. ظاهراً پاركينگ در آ‌نكارا كمتر معني‌ دارد، چرا كه بسياري از ماشين‌هاي شخصي در كنار خيابان‌هاي اصلي و فرعي آنكارا پارك شده بود. تركيه هفتاد ميليوني بيش از هشتصد هزار كيلومتر وسعت دارد و اكثريت آن را سني‌هاي حنفي تشكيل مي‌دهند. 1933 از آن سال‌هايي است كه در تاريخ كشور تركيه بسيار مهم بوده و هست ،چرا كه شخصي به نام آتاتورك كه همزمان با رضاخان در ايران مي‌شود،  جمهوريت را در تركيه اعلام و جمهوري تركيه را تشكيل مي‌دهد و هم اكنون نيز در بسياري از ميدان‌هاي آنكارا تنديس آتاتورك را در شمايل و قيافه‌هاي متفاوت مي‌تواند ببيند و بسياري از مغازه‌ها و فروشگاههاي آنكارا واستانبول همچنان پوستر او را بر ديواره‌هاي خود دارند.

كشور تركيه از نظر مذهبي برخلاف آنچه حكومت حاكمه آن تبليغ و ترويج مي‌كند، كشورهاي مقيد و فوق‌العاده مذهبي است به طوري كه يكي از كارشناسان رايزني فرهنگي ايران در تركيه مطرح مي‌كرد كه براساس نظرسنجي كه بين 17 كشور اسلامي صورت گرفته، مردم تركيه با هشتاد درصد، در صدر مقيدترين مردم كشورهاي اسلامي به مناسك ديني قرار گرفته‌اند.

ديدار و ملاقات ما با سفيران ايران در كشورهاي مختلف، از آن برنامه‌هايي بود كه از قبل هماهنگ شده و در اولين ديدارمان به سراغ دولت‌آبادي سفير ايران در تركيه رفتيم. دولت‌آبادي از آن سفيراني بود كه از  پس لرزه‌ها و پيامدهاي انتخابات اخير رياست جمهوري ايران بسيار واهمه داشت و مي‌گفت: نمي‌تواند نسبت به‌آنچه در ايران مي‌گذرد خوشبين باشد. او در دو ساعت گفت و شنود خود با ما از ترك سل، از وضعيت سياسي و اقتصادي تركيه، مطبوعات و رسانه‌هاي گروهي آن و ... سخن گفت.

سفير ايران كه با چند تن از مديران و كارشناسان بخش‌هاي مختلف خود در مقابل ما حاضر شده بود، از مشكلات و محدوديت‌ها و عدم موفقيت‌هاي سياست خارجي ايران سخن گفت و معتقد بود كه هم اكنون در تركيه سرمايه‌گذاري‌هاي زيادي شده تا نقش استراتژيك و مهم ايران در منطقه را برعهده بگيرد. دولت‌آبادي با صراحت از برخي سياست‌هاي خارجي و تحولات داخلي انتقاد كرد و از آنچه بر شركت ترك‌سل در ايران مي‌گذرد گلايه كرد و سخنان خود را با ارائه آمارهايي از كشور تركيه ادامه داد، آمارهايي مبني بر «زندگي بيش از هشتاد درصد تركيه‌اي‌ها زير خط فقر » اينكه« 97 درصد سرمايه بانك‌هاي تركيه تنها در دست سه‌درصد از اين جامعه است».

«87 درصد ترك‌ها داراي حجاب هستند»،« محبوب‌ترين كشور درنظر مردم تركيه با 97 درصد، ايران است»، « حدود صد NGO اسرائيلي در تركيه در زمينه مسائل و روابط ايران و تركيه فعاليت مي‌كنند»، « مردم تركيه عميقاً ايران را دوست دارند»!!  و همچنين اينكه « پانزده سال پيش ايران، كشور تركيه را از ليست تمهيدات ملي خود خارج و تركيه نيز متقابلاً پنج سال پيش اقدام به اين كار كرده است».

«واقعيت‌هاي تركيه با آنچه در رسانه‌هاي گروهي گفته مي‌شود متفاوت است»، «هنوز هيچ خواننده كردي اجازه اجراي كنسرت در تركيه را ندارد».

« 5/4 ميليون تيراژ روزنامه‌هاي تركيه است و 90 درصد آنها خصوصي هستند» و « تركيه بيش از سيصد ميليارد دلار بدهي خارجي دارد » ، از ديگر نكاتي بود كه آقاي سفير در ديدار خود با ما مطرح كرد.

تركيه از آن دسته كشورهايي است كه باطن آن با آنچه در ظاهر آن مي‌گذرد بسيار متفاوت است و تصور مي‌كنم در سال‌هاي ‌آينده مردم مقيد، مذهبي و متعصب ترك، حركت‌هايي برخلاف ديدگاه‌هاي حاكمان كنوني خود خواهند داشت.

آويكي از سؤالاتي كه در ذهن تمامي ما مي‌تواند باشد، وضعيت نهادهاي ديني و روحانيت در كشور مسلمان تركيه است!! اما فكر مي‌كنم چندان نمي‌بايست به دنبال سيستم روحانيت و حوزه‌هاي ديني در كشور تركيه گشت، چرا كه از زمان آتاتورك بسياري از روحانيون اهل تسنن محدود شده و هم اكنون نيز سازمان دولتي تحت عنوان«سازمان ديانت»، مسائل مذهبي مردم را پيگيري و ساماندهي مي‌كند و ائمه جمعه و وعاظ و خطبا نيز از بين دانشجويان الهيات انتخاب و توسط همين سازمان به مساجد و مراكز مختلف اعزام و حقوق خود را نيز از سازمان، دريافت مي‌كنند. هر چند در تركيه بسياري از مفتي‌ها و علماي اهل سنت معتقد به حجاب كامل هستند اما اكثريت روشنفكران ترك، حجاب عورتين را كافي دانسته و معتقدند كه قرآن چارچوبه خاصي را براي حجاب مشخص نكرده است و چنانچه آمار 87 درصدي آقاي سفير صحت داشته باشد فكر مي‌كنم بيشتر مردم تركيه در زمينه‌ حجاب به طرف نظريات مفتي‌ها گرايش داشته باشند كه البته ظواهر كشور تركيه و آنچه من در آنكارا و استانبول از نزديك ديدم برخلاف آمارهاي ارائه شده در زمينه‌ حجاب به نظر مي‌رسيد....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1384ساعت 13:38  توسط روح اله صفری  | 

                      ارزروم ايستگاهي براي آخرين تنفس

 

در سالن انتظار كشور تركيه، به صورت سهوي يا عمدي، در همان ابتداي ورود  فروشگاهي با عنوان Duty Freeshop تأسيس كه دكوراسيون پشت شيشه آن با انواع ويسكي و آبجو و بير،طراحي شده است كه مسافران فهيم و زوار ايراني عازم سوريه نيز در منظره اي مضحك در مقابل و گرداگرد فروشگاه بر روي زمين نشسته و منتظر طي مراحل اداري ،جهت ورود به خاك تركيه بودند. برخوردهاي سربازان ترك كاملاً تحقيرآميز و غير مؤدبانه بود و حتي برخي متلك‌ها ي آنان به مسافران ايراني كه به زبان تركي مي‌دادند را به راحتي ميشد متوجه شد.

سرانجام پس از دو ساعت معطلي و استفاده از يك دستشويي سيصدتوماني در ساختمان مرزي ترك‌ها، كليه پاسپورت‌ها چك شده و مهر ورود به تركيه بر آن زده شد البته با پرداخت حدود سي‌هزار تومان رشوه.

ارزروم شهري است در سيصد كيلومتري مرز ايران و در داخل كشور تركيه كه عمدتاً اتوبوس‌هاي ايراني توقفي را در اين محل براي صبحانه، ناهار و يا شام خواهند داشت. اتوبوس ما حدود ساعت  30/8 صبح به ازروم رسيد. توقفي در اين محل كرده و در كنار صرف صبحانه توانستم با يكي از مسافران ايراني كه از اوكراين به طرف ايران حركت مي‌كرد آشنا شوم، او از ايستگاه ارزروم و اينكه عمده ايراني‌هايي كه به تركيه سفر مي‌كنند از اين محل به عنوان آخرين ايستگاه تنفس ياد مي‌كنند سخن گفت، چرا كه آخرين محل توقف ماشين‌ها در داخل تركيه است و آنان مجبورند مجدداً طبق قوانين ايران طرز لباس پوشيدن و پوشش خود را تغيير دهند و البته به طريقي اولين ايستگاه تنفس نيز مي‌توانست تعبير شود چرا كه ايراني‌هايي كه از داخل ايران به طرف تركيه مي‌آمدند نيزدر اين محل مي‌توانستند با يك دستشويي رفتن - ظاهراً از آن دستشويي‌ها است كه معجزه مي‌كند-  180 درجه تغيير و سبك و سياق ديگري در آيند. صرف صبحانه يك ساعتي بيشتر طول نكشيد و پس از آن به طرف آنكارا حركت كرديم. سقف‌هاي شيرواني و به هم ريخته اي كه از كمتر نظمي برخوردار بود و البته ديش‌هاي ماهواره‌اي كه به صورت نامنظم در اطراف خانه‌ها ديده مي شود، نويد ورود به كشوري جديد را مي‌داد، جاده‌هاي تركيه چندان از جاده‌هاي بين‌شهري ايران بهتر نبود و نوع آسفالت سرد جاده‌ها – بالعكس ايران كه از آسفالت گرم استفاده مي‌شود- به مراتب بدتر از جاده‌ها و بزرگراه‌هاي ايران بود.

حجاب در بين زنان ترك قسمت‌آسيايي كاملاً رعايت مي‌شد و بسياري از زناني كه در شهرهاي مسير ما قرار داشتند با روسري و مانتوهايي بلند تردد مي‌كردند. يكي از نكات جالب توجه جاده‌هاي تركيه تعدد پمپ‌هاي بنزين و فروشگاه‌هاي بين راهي بود كه عمدتاً مساجدي نيز نزديك آن احداث شده بود و هر چند كيلومتر شما پمپ‌ بنزين‌هاي شيك و مجهزي كه براي مسافران ساخته شده بود را مي‌توانستيد ببينيد. در حاشيه جاده بر روي برخي تپه‌ها و حتي برخي منازل پرچم كشور تركيه ديده مي‌شد و پادگان‌هايي نظامي نيز در مسير جاده و در حاشيه شهرهاي آن به چشم مي‌خورد كه البته در اطراف آن هيچ باجه پست نگهباني و يا ديوارهاي چندين كيلومتري عريض و طويل!!!! احداث نشده بود و به راحتي از لاي سيم‌هاي خاردار، لوازم و تجهيزات نظامي داخل پادگان‌ها ديده مي‌شد و صد البته هيچ تابلوي توقف ممنوع و يا عكسبرداري ممنوع نيز در كنار آن نصب نشده بود!!.

جاده‌ها در مراكز كوهستاني باريك و باريك‌تر و در نقاطي نيز شلوغ‌ و ترافيكي مي‌شد اما كمتر تصادفي در جاده‌ها ديده مي شد. نرسيده به ارسنجان توقفي براي نهار مي‌كنيم و راننده‌هاي كاميون‌هاي ترك را مي‌بينم كه مشغول شستن ماشين‌هاي خود در يك كمپ بين راهي هستند و البته يكي دو نفر از آن‌ها را، خانم‌هايي نيز همراهي مي‌كنند كه بيشتر به دوست دخترهاي آنها شبيه هستند تا همسرانشان. رشوه دادن به پليس تركيه يكي از مسائلي است كه نمي‌دانم به ساختار اداري تركيه باز مي‌گردد ، يا از ‌آن رسم‌هايي است كه رانندگان ايراني به پليس تركيه آموخته‌اند، به طوري كه يكي از ماشين‌هاي پليس تركيه در جاده مسير آنكارا مشغول حركت و آن هم از طرف مقابل ما بود و وقتي متوجه ماشين ايراني شد، با چراغ و بوق زدن خواستار توقف اتوبوس شد و چند دقيقه بعد پس از دور زدن ، خود را به اتوبوس رساند و پس از چك كردن مدارك ماشين و زماني كه ديد هيچ راه ‌گيري نمي‌تواند بيابد به لاستيك‌هاي ماشين و فرسودگي آنها گير داد.!!! و بالاخره پس از چند دقيقه معطلي و دريافت پول مورد نياز!! اتوبوس را رها كرد ورفت. تصور مي‌كنم  مقامات ايراني مي‌بايست چنين مسائلي را بيشتر پيگيري كنند چرا كه در كشور تركيه متأسفانه دو نكته بسيار عذاب آور است، نكته اول همين رشوه‌گيري، آن هم  بيشتر از ايراني‌ها است، كه هر پليس تركي ماشين ايراني را به مانند اسكناس‌هاي لير ترك مي‌ديد و نكته دوم مسأله سكس ايراني‌هاي در تركيه بود كه متأسفانه توريست هاي ايراني در تركيه، كمتر حيثيت و آبرويي براي ايراني‌ها باقي گذاشته‌اند. شايد درمدت اقامتتان  در تركيه و عمدتا در استانبول، پيشنهادهاي مختلفي را از هر تركي بشنويد .حتي وقتي از يكي از دكه‌ها درخواست يك بطري آب خوردن هم كردم، در اولين برخورد و پس از آنكه فهميد من ايراني هستم مي‌گفت «خانم لازم»!!.  هر ايراني (البته مذكر!!) ممكن است در طول سفرش به تركيه ،بارها و بارها چنين پيشنهادهائي را از مغازه‌دار و راننده تاكسي و دلالان كنار خيابان ترك و ... بشنود و ظاهرا تمامي اين موارد نيز تنها ويژه ايراني‌ها است . البته تمامي اين مسائل به محدوديت هاي داخلي ايران نيز بر نمي گردد، بلكه بي جنبگي و بي فرهنگي ما،  در بوجود آمدن چنين نگرشي به ايراني ها، نيز  بي تاثير نيست  كه در بخش هاي ديگرسفرنامه به صورت جزئي‌ترو ريزتر، بدان خواهم پرداخت...

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم شهریور 1384ساعت 0:56  توسط روح اله صفری  | 

                                    ورود به نقطه مرزي (۳)

در هر صورت پس از گذر از بوئين‌زهرا و زنجان، به طرف تبريز حركت كرده و وارد مسير جاده قديمي و تاريخي« ابريشم»، كه در دنياي قديم شرق آسيا را به قاره اروپا وصل مي‌كرد، شديم. جاده‌اي كه در طول تاريخ پر از خاطرات و خطراتي بس بزرگ و به ياد ماندني بوده . سابقه اين جاده به دوران اشكانيان باز مي‌گردد و سين‌كيانگ چين را به سواحل درياي مديترانه و سياه متصل مي‌كرد. اما علي‌رغم دشت و كوه بودن مسير و ويژگي‌ها و شرايط جغرافيايي خاص منطقه، كمتر آبادي و آباداني در طول مسير به چشم مي‌خورد كه ظاهراً عدم آباداني اين دشت‌ها تا مرز خروجي و البته در داخل مرز تركيه نيز، بيشتر ريشه در سياست‌هاي خارجي دو دولت صفوي و عثماني در دوران گذشته داشته چرا كه با عدم ساخت حاشيه‌ جاده‌ها و حتي تخريب برخي آبادي‌ها، قصد آن داشتند كه در صورت حمله دو كشور به يكديگر، نظاميان و لشكريان نتوانند در نقطه و محلي خاص مستقر و با كمبود آذوقه و آب مواجه شوند.  به هر حال عوارض هشتصد توماني جاده قديم ابريشم و بزرگراه جديد زنجان را پرداخته و با طي حدود هزار كيلومتر سرانجام شب هنگام به مرز بازرگان رسيديم و در كنار كوه‌هاي آرارات كه مرز طبيعي مشترك بين سه كشور ايران و آذربايجان و تركيه است ، در گمرك و پاسگاه مرز خروجي ايران چند ساعتي را معطل تا بتوانيم هماهنگي‌هاي لازم را جهت خروج از ايران انجام دهيم اما قبل ازآنكه درگير با قوانين پيچيده و سخت‌گيرانه خروج از ايران شويم، اسير قوانين جديد خارج كردن ميزان گازوئيل مصوب شديم كه ظاهراً هر اتوبوس تا چهارصد ليتر اجازه خواهد داشت گازوئيل مورد نياز خود را با ليتري 16 تومان خارج كند و بيشتر از آن را موظف است با پرداخت هر ليتر چهارصد تومان تأمين كند . ظاهراً قوانين جديد براي جلوگيري از قاچاق سوخت وضع شده بود كه اي كاش اطلاع‌رساني بيشتري براي شهروندان و مسافران صورت مي گرفت تا در مرز خروجي كمتر معطل و با مشكل مواجه شوند. بالاخره سيصد هزار تومان ناقابل براي گازوئيل مازاد، پرداخت و به نقطه مرزي ايران و تركيه وارد شديم. در همان نقطه ورودي مرز، كارمندي كه فيش گازوئيل و ميزان گازوئيل ماشين را چك مي‌كرد مستقيماً خواستار انعام يا همان رشوه خودمان!!! شد و تا پنج هزار تومان نگرفت اجازه رد شدن اتوبوس را نداد . راننده‌ها كه سابقه‌ي بيشتري در اين مسير داشتند مي‌گفتند كه در صورت عدم پرداخت رشوه ، چه در مرز ايران و چه در مرز تركيه،  به سختي قادر به خروج خواهيم بود و ساعت‌هاي زيادي را معطل خواهيم شد.

ساختمان كشور ايران در نقطه مرزي كاملاً جديدالساخت و شيك بود و دقيقاً ساختماني با همين نقشه و بنا در آن طرف مرز نيز ساخته شده بود كه شايع بود خود دولت ايران براي رفاه حال زوار سوريه ،كه از اين مرز گذر مي‌كردند، هزينه ساخت آن را پرداخت و يك پيمانكار ايراني ساخت هر دو ساختمان را بر عهده داشته است كه البته بعدها سفير ايران در تركيه در ديدار با ما در آنكارا، چنين مطلبي را تكذيب كرد و گفت كه تنها پيمانكار دو ساختمان مشترك بوده وگرنه هزينه ساخت را هر دو كشور به صورت جداگانه پرداخت كرده‌اند.

سرانجام پس از پرداخت حدود بيست هزار تومان رشوه در قسمت هاي مختلف و بازديد ماشين و چك كردن پاسپورت‌ها، وارد تركيه شديم . سربازان اخموي ترك ما را به طرف سالن انتظار هدايت كردند، سالني كه حتي يك صندلي پيدا نمي‌شد تا مسافران در آن به انتظار طي شدن مراحل اداري خود شوند. البته سفير ايران در تركيه ، دليل عدم وجود صندلي در اين سالن را گذر مكرر و هميشگي پيله‌وران مرزي با بارهاي زياد خود در طول روز ، از اين مرز مي‌دانست !!!كه اين استدلال چندان معقول و منطقي به نظر نمي‌رسيد ، چرا كه همين پيله‌وران پس از گذر از ساختمان تركيه وارد ساختمان مرزي كشور ايران نيز مي‌بايست بشوند و اين در حالي است كه ساختمان ايران كاملاً مجهز و صندلي‌هايي براي مسافران در سرتاسر سالن درنظر گرفته شده است. البته سفير در انتهاي حرف هايش ، خودش هم متوجه شد تا حدي بي ربط مي گويد  لذا با  يادداشت مطلب ، قول پيگيري اين معضل را داد...

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم شهریور 1384ساعت 1:22  توسط روح اله صفری  |